When the moon Hatched
سارا_ای پاکر
داستان از ریو / Raeve شروع میشود؛ قاتلی که برای گروه شورشی Fíur du Ath کار میکند. این گروه علیه حکومت ظالم The Fade فعالیت میکند. ریو در ظاهر یک انسان معمولی و بدون قدرت است، اما حقیقت این است که میتواند صدای عناصر را بشنود و تواناییهای بسیار بیشتری از چیزی که نشان میدهد دارد. ریو گذشتهاش را به یاد نمیآورد. تنها چیزی که از هویت خودش دارد، نامی است که برای خودش انتخاب کرده. او قاتلی حرفهای شده و برای انجام مأموریتها هیچ رحمی نشان نمیدهد. اما در کنار این خشونت، یک بخش بسیار احساسی در وجودش باقی مانده: Nee، یک پرنده کاغذی جادویی که پنج سال قبل به اشتباه به دست او رسیده و روی آن سه کلمه نوشته شده بود: «I need you.» ریو نمیداند این نامه برای چه کسی بوده، اما پرنده هیچوقت او را ترک نکرده است. دوست نزدیکش اِسی نیز یکی از معدود آدمهایی است که ریو به آنها اعتماد دارد.
اما وقتی اِسی کشته میشود، چیزی درون ریو میشکند. او برای انتقام دست به قتلهای زنجیرهای میزند و در نهایت دستگیر میشود. در زندان، همان مرد مرموزی را میبیند که پیشتر توجهش را جلب کرده بود. کائن وِیگور. کائن پادشاه Burn است و برخلاف چیزی که ریو انتظار دارد، طوری به او نگاه میکند که انگار سالهاست میشناسدش.
کائن برای نجات ریو، اژدهایش Rygun را میفرستد. بعد از فرار، ریو مجبور میشود مدتی نزد کائن بماند و همین مسئله باعث میشود رابطهای پر از تنش و کشش میان آنها شکل بگیرد. کائن مهربانتر از چیزی است که ریو انتظار دارد، اما ریو از صمیمیت میترسد. او عادت ندارد به کسی وابسته شود، چون تمام زندگیاش بر پایه بقا و خشونت بوده است. در همین زمان، گذشته ریو شروع به بازگشت میکند. از طریق بخشهایی از دفتر خاطرات Elluin Neván مشخص میشود که سالها پیش شاهزادهای به نام الویین زندگی میکرده؛ دختری که به کائن عاشق شده بود. الویین درگیر سیاست خاندانهای سلطنتی میشود. پدر کائن، King Cadok Vaegor، و برادرش Tyroth نقش مهمی در این توطئهها دارند.
الویین به کائن علاقهمند میشود و از او باردار میشود، اما خانواده سلطنتی اجازه نمیدهند این حقیقت آشکار شود. او مجبور میشود با تایروث ازدواج کند و وانمود کند فرزندش متعلق به اوست. فرزند الویین و کائن کیزاری است؛ شاهزادهای که همه تصور میکنند دختر تایروث است. بعد الویین ناپدید میشود و همه فکر میکنند مرده است.
اما واقعیت این است که اژدهایش، Slátra، هنگام سقوط ماه، بدن او را حفظ کرده است. سالها بعد ریو متوجه میشود که خودش همان الویین است؛ زنی که حافظهاش را از دست داده و هویتش را فراموش کرده است. یکی از احساسیترین صحنههای داستان زمانی اتفاق میافتد که کائن ریو را به مکانی مخفی میبرد و Slátra را نشانش میدهد؛ اژدهایی که از قرنها پیش با تکههای بدنش پیوند داشته است.
ریو خاطراتی از قفس و تکههای ماه به یاد میآورد و کائن به او میگوید که Slátra سالها از او محافظت کرده و عملاً با نگه داشتن بدنش باعث شده دوباره زنده بماند. اما هنوز یک مشکل بزرگ وجود دارد. کیزاری ناپدید شده است. و در پایان مشخص میشود او به دست Scavenger King / Arkyn افتاده؛ کسی که گذشته بسیار مهمی با الویین و خانواده کائن دارد. آرکین قصد دارد با استفاده از کیزاری دوباره به قدرت برسد و تاجوتخت Burn را تصاحب کند.
در نتیجه، داستان با یک پایان بزرگ و خطرناک تمام میشود: ریو تازه هویت واقعی خودش را فهمیده، کائن دخترش را از دست داده و دشمن قدیمی آنها حالا کیزاری را در اختیار دارد.