Fable
adrienneyoung
فابل مجبور شده سالها به تنهایی زنده بماند و برای پیدا کردن غذا و امنیت با مردم خطرناک جزیره کنار بیاید. اما یک هدف دارد: پیدا کردن پدرش. او سوار کشتی Marigold میشود و وارد دنیای خطرناک دریانوردان و بازرگانان میشود. در آنجا با وِست، کاپیتان جوان کشتی، آشنا میشود.
وست و خدمهاش در ابتدا به فابل اعتماد ندارند. او یک دختر جوان است و به نظر میرسد تجربه کافی برای زندگی روی کشتی ندارد. اما فابل خیلی زود ثابت میکند که از چیزی که آنها تصور میکنند قویتر است. او با خدمهای مانند هَملین، پرِس و شِرو آشنا میشود و کمکم جای خودش را روی کشتی پیدا میکند.
فابل در طول سفر متوجه میشود تجارت دریایی فقط خریدوفروش کالا نیست. پشت آن، قراردادهای مخفی، دزدان دریایی، رقابت خانوادههای قدرتمند و خیانت وجود دارد. رابطه او با وست نیز آرامآرام تغییر میکند. وست ابتدا سرد و بیاعتماد است، اما فابل متوجه میشود او نیز گذشتهای دردناک دارد.
هر دو تلاش میکنند از گذشته خانوادگی خود فرار کنند. فابل سرانجام به دنبال ردپای پدرش میرود و متوجه میشود Saint بسیار نزدیکتر از چیزی است که تصور میکرد. اما پدرش حاضر نیست به راحتی او را بپذیرد. فابل مجبور میشود برای اثبات خودش بجنگد.
داستان بیشتر از یک عاشقانه دریایی است؛ درباره پیدا کردن هویت، خانواده، استقلال و اینکه آیا میتوان بدون تکیه به نام و قدرت خانواده، سرنوشت خودت را بسازی یا نه. فضای دریایی، کشتیها، بنادر، دزدان دریایی و تجارت باعث شده Fable حالوهوای متفاوتی نسبت به فانتزیهای معمول داشته باشد. ⚓🌊