Fourth wing
ربکا یاروس
باسگیات مدرسهای معمولی نیست. دانشجویان باید از آزمونهای مرگباری عبور کنند و تنها کسانی که بتوانند دوام بیاورند به اژدهاسوار تبدیل میشوند. یکی از نخستین موانع، پلی باریک و مرتفع است که بسیاری از دانشجویان هنگام عبور از آن سقوط میکنند.
وایولت با بدن ضعیف و بیماری که سالها با آن دستوپنجه نرم کرده، از همان ابتدا هدف تمسخر دیگران قرار میگیرد. خیلیها مطمئناند او قبل از اینکه حتی بتواند اژدهایی پیدا کند، کشته خواهد شد. اما وایولت چیزی دارد که دیگران ندارند: هوش، حافظه فوقالعاده و ارادهای سرسخت. او خیلی زود متوجه میشود که در این محیط نمیتواند فقط با قدرت بدنی زنده بماند و باید یاد بگیرد چطور از ذهنش استفاده کند.
در باسگیات، وایولت دوباره با دوست دوران کودکیاش، دین آتوس، روبهرو میشود. دین همیشه بیش از حد مراقب اوست و معتقد است وایولت برای این محیط ساخته نشده. در مقابل، زیدن ریورسون قرار دارد؛ دانشجوی سال بالایی که فرمانده جناح چهارم است و دلیل شخصی بسیار عمیقی برای متنفر بودن از خانواده سورنگیل دارد. پدر زیدن یکی از رهبران شورش تیریش بوده و مادر وایولت همان کسی بوده که او و دیگر شورشیان را مجازات کرده است.
زیدن از همان ابتدا وایولت را ضعیف میبیند و حتی به مرگ او بیتفاوت به نظر میرسد. اما وقتی متوجه میشود وایولت برخلاف انتظارش تسلیم نمیشود، نگاهش به او تغییر میکند. وایولت در کنار ریانون، یکی از دوستان مهم و نزدیکش، آموزش میبیند و با دانشجویانی مثل لیام مِیدِن، سائوِر و رید آشنا میشود. لیام که یکی از افراد نشاندار و از نزدیکان زیدن است، بعدها به یکی از مهمترین دوستان وایولت تبدیل میشود.
یکی از مهمترین لحظات داستان، Threshing یا مراسم انتخاب اژدهاست. در این مرحله، دانشجویان وارد جنگل میشوند و باید بدون اینکه بدانند چه اتفاقی خواهد افتاد، با اژدهاها روبهرو شوند. اژدهاها خودشان انسان موردنظرشان را انتخاب میکنند و هیچکس نمیتواند آنها را مجبور کند.
وایولت برخلاف تمام پیشبینیها نهتنها یک اژدها، بلکه دو اژدها را به دست میآورد: تیرن، یکی از قدرتمندترین اژدهایان موجود، و آندارنا، اژدهایی جوان و بسیار نادر. این اتفاق باعث میشود وایولت تبدیل به یکی از مهمترین دانشجویان باسگیات شود، اما در عین حال او را در معرض خطر بیشتری قرار میدهد. رابطه او با زیدن نیز آرامآرام تغییر میکند. چیزی که ابتدا نفرت و دشمنی بود، تبدیل به کششی شدید میشود. زیدن متوجه میشود وایولت بسیار قدرتمندتر از چیزی است که تصور میکرد و وایولت هم کمکم میفهمد پشت خشونت و سردی زیدن، گذشتهای پر از درد و مسئولیت پنهان شده است.
اما داستان فقط درباره عشق و اژدها نیست.